شهرستان های استان مرکزی

همان گونه که در اهداف سایت اشاره شده، هدف از این درگاه نیز ، نگاه دوباره و نسبتا جامعی است به تاریخ و تمدنِ سرزمین خورشید و فرزندان شایسته اش اراک، آشتیان ، تفرش، خمین، خنداب ، دلیجان، زرندیه، ساوه، شازند ، فراهان ، کمیجان و محلات (این چیدمان صرفا براساس حروف الفباست) ، باشد تا مورد بهره برداری میهن دوستان ارجمند ایرانی واقع گردد با این تعهد که هرگونه نقد و نظر و پیشنهادات اصلاحی به دیده منت در نخستین فرصت اعمال خواهد شد .

اراک
(سلطان آباد):
اکنون پیش از پرداختن به اراک فعلی(سلطان آباد) و سایر شهرستانهای استان ، دیرینگی برخی از شهرهای اطراف که هسته نخستین اراک را تشکیل داده اند را مورد بررسی قرار می دهیم:
کرهرود
، سنجان و فیجان:
  در پارسی پهلوی، کلمه کره، به معنی بزرگ می باشد مانند کره رود در اراک که بمعنی رودخانه بزرگ بوده و بعدها بواسطه تلفظ حلقی زبان هایی مانند ترکی و عربی ، صدای "ک" به صدای "خ"، "ق" و "گ" تبدیل شده و در تاریخ هم به شخصیت ، "اردشیر خوره " بر می خوریم که بمعنای اردشیر بزرگ بوده ، همچنین، کلمه "خر" بمعنای "بزرگ " است (خرچنگ یعنی دارنده چنگال بزرگ) .
این کلمه در کردی به "گوره" و در ترکی به "قره" بمعنی بزرگ تبدیل شده و بسیاری از شهرهای آذربایجان که در نامشان کلمه "قره" وجود دارد ، بر خلاف تصور همگانی ، بمعنای "سیاه" نیست ، بلکه به معنای بزرگ است.
بنابراین قهرمان: یعنی انسان بزرگ ، قره کلیسا: یعنی کلیسای بزرگ، کلیسای اعظم (چه اینکه قره کلیسا کاملا سفید رنگ است) ، قره چمن: یعنی چمنزار بزرگ ، قره خان : خان بزرگ ، قره آغاج : درخت بزرگ (فرهنگ لغت معین) و بهمین روش قره کهریز زادگاه نگارنده یعنی قنات و یا کاریز بزرگ که اشاره دارد به قنات "زرین کمر" در روستای سرسبز و زیبای عقیل آباد که بزرگی اش چنان بوده که بگفته پدر بزرگم زنده یاد غلامعلی عزیزی ، حبیب ا.. خان ، مالک این روستا با اسب وارد بخشی از قنات می شده و مادر چاه آن در روستای گوار و دهنه آن بین دو روستای گوار و عقیل آباد می باشد.

توضیحات برای عکس ثبت نشده

آب قناتِ "زرین کمر" در فصل زراعی سهم مزارع و باغات عقیل آباد و در فصول دیگر با عبور از دامنه تپه های زامنگان (ضامنجان) و سنجان ، وارد آسیاب "شاهی" واقع در سنجان می شده که این آسیاب دو تنوره ی ویژه گندم و جو داشته و امروزه خرابه های آن موجود است و در روز جمعه سوم بهمن ۱۳۹۷ باتفاق پدر، مادر ،خواهربزرگم و فرزنش نازنین زهرا از خرابه های جامانده از این آسیاب دیدن نمودیم و برای نخستین بار از جاده خاکی واقع در بین زمین های کشاورزی عقیل آباد و ضامنجان بسمت کرهرود و اراک رانندگی نمودم و از خرابه های آسیاب شاهی عکس گرفتم .

خرید محتوا و کمک به اراک شناسی

برای کمک به سایت اراک شناسی و خرید محتوا می توانید از این قسمت درخواست فرماییدبرای کمک به سایت اراک شناسی و خرید محتوا می توانید از این قسمت درخواست فرمایید

سرچشمه ی کرهرود(رودبزرگ) در منطقه قره کهریز(کاریز بزرگ) است که امروزه به رودخانه قره کهریز معروف و منطقه قره کهریز ، سنجان ،کرهرود و اراک را تقریبا به دو نیمه شرقی غربی تقسیم می کند .
کرهرود که یکی از شهرهای باستانی ایران است (تاریخ ایران از آغاز تا اسلام ص ۲۲۲) در گذشته نوعی مرکزیت شهری داشته و نخستین نشست مشورتی برای ساخت شهر نوین سلطان آباد در این شهر بوده که بنقل از سفرنامه عراق عجم در بخش سلطان آباد به آن پرداخته ایم . (لازم به یاد آوری است که واژه ً کره ً در اسناد دوران اسلامی به نام های الکرح - کرح دیده می شود) . همچنین حمد الله مستوفی صاحب نزهت القلوب می نگارد"کرج و کره رود از اقلیم چهارم طولش ... و عرضش ... ابودلف عجلی به عهد هارون الرشید ساخته است و کوه راسمند در طرف شمال آنجاست و در پای آن کوه چشمه سخت بزرگی است که او را چشمه کیخسرو خوانند و مرغزاری طویل و عریض دارد شش فرسنگ در سه فرسنگ (هرفرسنگ ۶۲۴۰ متر) بنام مرغزار گیتو و در حدود آنجا قلعه محکمی بوده که آنرا "فرزین" خوانند و چنین مفهوم می شود که کرج را کره رود یا کهرود هم می گفته اند. (سفرنامه عراق عجم-ناصرالدین شاه-ص ۲۲۵)
قدمت سنِجان که در متون بصورت سنیجان و سینجان نیز آمده‌ با توجه به کشف سکه‌های تاریخی مربوط به دوره قراقویون لوها (۷۸۵-۸۴۷ خ) و وجود دو امامزاده قدیمی در آن بیش از ۷۰۰ سال تخمین زده می‌شود و بگفته زنده یاد ابراهیم دهگان ، سنجان از ریشه سین و جان بمعنی مرغ جان است و اینکه چند بار هم نام این مرغ شکاری در کتاب دینی پارسیان به نام سین آمده و کلمه سین سابقه بابلی بمعنی خدای ماه و قمر دارد و شاید هم با زامنگان و سمنگان (ایستگاه فعلی راه آهن ) همه ریشه باشد.
درباره معنای فیجان نیز این گونه ذکر شده که این مکان روی اصل (مغ گان) قرار گرفته و بنام خدای مطلق نژاد آریا بوده و پیش از شناخت "فر و یزدان" همه طوایف در مقابل (مغ) تعظیم و باین نام تبرک می جستند. وجود سه امامزاده از فرزندان امام موسی کاظم(ع) و امام جعفر صادق (ع) ، بناهای بسیار قدیمی ، وجود عصارخانه ها و استفاده از روغن محصول آنها در آتشکده های ایران باستان ، پیه سوزها ، وجود خرابه هایی بنام دژ و باغ دژ ، برج و باروهای اطراف سه لعله فیجان، قناتهای متعدد، سکه های مربوط به دوره قراقویونلوها و... همگی شواهدی هستند که ثابت می کند سنجان ، فیجان و کرهرود مکانی است تاریخی که بهمراه نه دژ دیگر هسته اصلی شهر اراک امروزی را تشکیل می داده اند. در دامنه دو کوه موسوم به گردو و چشمه موسک(محل رویش گیاه موسک که امروزه به غلط چشمه موشک نامیده می شود ) دو پارچه آبادی کوچک بنام "قلعه" در شرق و "حصار" در غرب و نیز روستایی بنام دسکره یا دستگرده وجود داشته که در یورش مغول تخریب و نُه دژ بنا شده در دو سوی رودخانه در اوایل دوره زندیه هم توسط سپهدار اول با هدف ساخت دژ سلطان آباد تخریب گردید(محمدرضا محتاط ص۴۵ کتاب دوقرن با شهر اراک ).
** اداره برق در محل روستای تخریب شدۀ دستگرده که توسط افاغنه ویران شده بود ساخته شد.
دکتر هاینریش کارل بروگش در کتابش با نام "سفری به دربار سلطان صاحبقران" که در سالهای ۱۲۳۹-۱۲۳۷ خ( ۱۸۶۱-۱۸۵۹ میلادی) انجام شده چنین می نویسد: حدود ساعت دوازده ظهر، درست بعد از دوازده ساعت راهپیمائی و خستگی بسیار به دیوارهای گلی شهر سلطان آباد رسیدیم ، قبل از شهر از خرابه ها و ویرانی های زیادی گذشتیم که متعلق به شهر قدیم سلطان آباد بود....

توضیحات برای عکس ثبت نشده
توضیحات برای عکس ثبت نشده

آ. نُه قلعه(دژ).
۱. قلعه قادر در پایین کرهرود.
۲. قلعه ده کهنه که جزء حصار بوده.
۳. قلعه آزاد مرزآباد نزدیک همین روستا.
۴. قلعه آقا سمیع نزدیک باغ پروین (پل گردو).
۵. قلعه حصار در غرب رودخانه واقع درکوچه نمک کوریها .
۶. قلعه خانباباخان پایین خانه کنونی خاکباز در آخر خیابان عباس آباد(شاهپور).
۷. قلعه سلیم بر سر راه مرزگران و در زمین های ورزنه (به معنی زراعت) واقع گردیده است .
۸. قلعه نـو که متعلق به خاندان امینی هاست و خرابه هایش حدفاصل اراک و کرهرود باقی است.
۹. قلعه طهماسب بالای کوچه پور محسن و زیردست دژ نو و متعلق به طهماسبی ها و شیخ الاسلامی هاست.
ساکنان دژهای نُه گانه ی اطراف رودخانه قره کهریز، مردمانی بی باک و سرکش بودند و فتحعلی شاه بخاطر درگیری با دولت روس، توانایی سرکوب چنین گردن کشان داخلی را نداشته و گهگاه سربازانی برای سرکوب شورش ها، راهی این دیار می نمود بگونه ای که ، مردم فراهان چندین بار قتل عام و غارت و نواحی سیلاخور و سربند ، بارها و بارها مورد هجوم سپاه قاجار قرار گرفته و در این دوره هزاران خانه ویران گردید تا اینکه یوسف خان گرجی ، سردار ارتش قاجاریه ، به سمت سپهداری قشون عراق منصوب و بمنظور برگرداندن آرامش به منطقه ، عازم این قلمرو شد که با این انتصاب ، فصل نوینی در تاریخ سرزمین عراق عجم آغاز و پس از قرنها ، نخستین اقدامات برای شکل گیری شهر مهم منطقه یعنی "اراک" امروزین صورت گرفت و آنگونه که در (ص ۲۰۳ سفرنامه عراق عجم)
از زبان محمد حسن خان اعتماد السلطنه آمده:
"حکومت عراق در سوابق ایام به دست شخص واحدی نبوده و از قدیم الایام تا آن زمان ، عراق به چندین ایالت تقسیم می شد و هر ایالتی حاکم و کلانتر مخصوصی داشت یا ایالات در جزء سایر بلاد ایران محسوب و معدود بود: یک قسمت جزء قم، قسمتی جزء کاشان ، قسمتی جزء بروجرد ، قسمتی جزء همدان.
خاقان خلدآشیان فتحعلیشاه قاجار چنین مصلحت دیدند که این ایالات متفرقه را حکومت واحده قرار دهند و یکی از معتبر ترین رجال دولت را به حکومت و امارت آنجا تعیین نمایند، لهذا در این سال که سنه هزار و دویست و بیست و دو(۱۱۸۶ خ ) باشد ،چنان که ذکر شد یوسف خان گرجی به این خدمت مامور و گسیل شد و برای اینکه کرسی حکومت معینی داشته باشد و بواسطه عبور یکی از اصلی ترین شعب راه معروف به راه شاهی که ارتباط مرکز ایران را با نواحی غرب و جنوب کشور برقرار می ساخت لذا ضرورت تأمین امنیت این راه یوسف خان را برآن داشت تا امرای عراق که ایمان خان فراهانی، ابراهیم خان و محمد رحیم خان چگینی چَرّایی، رحیم خان و محسن خان سربندی، زکی خان، حاجی ربیع خان، حاجی حسین خان و حاجی علی خان کزازی را در مجلسی در"کرهرود" احضار نمود و با آنها مشورت کرد که در کدام موضعِ عراق ، بنای شهری نماید که کرسی و مرکز ایالت شود . هرکس رایی داد .ایمان خان فراهانی که مردی مدبر و دولتخواه سلطنت قاجار بود ، موقع حالیه شهر سلطان آباد را که در خاک کزاز لیکن سرحد فراهان است و فی الواقع مرکز سایر ایالات می باشد ، تعیین نمود .
سپهدار گرجی با امرای سابق الذکر از کره رود به این مکان قرب جوار داشد ، روزی بیامد و در موقعی که قراء ثلاثه ذیل که آن وقت به "حصار" و "دیه" -که هم دستجرد می گفتند و هم قلعه- رسید و طرح شهری کرد که هم بواسطه رودخانه مشروب می شد و هم بواسطه دوقنات و در همان سال به عمارت آن بلد پرداخت و به اتمام نرسید ، مگر هشت سال بعد که ماده تاریخش: " نمود یوسف ثانی بنای مصر جدید" که تمام هزارودویست و سی می شود". پس از تکمیل این بخش از سلطان آباد در سال ۱۲۹۳ خورشیدی ، جمعیت دژهای حاج طهماسب، نو، خان بابا خان و آقاسمیع در بخش شرقی و دژ های حصار،ده کهنه، سلیم و آزادمرزآباد در بخش غربی شهرجدید اسکان داده شدند و امروزه نیز نشانه هایی از اختلافات گذشته در مردم محله دژ و حصار به چشم می خورد.
این شهر که در مرکز سرزمین عراق عجم و دامنه شمالی رشته کوه های خوش منظر و باصفا بنا نهاده شد روزگاری نه چندان دور درختان بلوط، زیبایی بخش کوههایش بود و همچنین از شدت سرمای زمستان و حدت گرمای تابستان در امان و شکل مستطیلیِ شهر بگونه‌ای طراحی شد که جهت شهر به سمت قبله باشد که ضمن برخورداری از ماهیت دینی و معنوی ، خانه‌ها از نور خورشید زمستان و خنکای تابستان بهره مند شوند .
در مورد تامین آب این منطقه در کنار سایر قنوات موجود مقرر نمود قناتی از جنوب به شمال حفر گردد که امروز با نام قنات "سپهدار" مشهور است. سلطان آباد از ابتدا با هدف شهرسازی و براساس یک نقشه منظم مهندسی شکل گرفت که در آن تمام پیش بینی‌های لازم انجام و نخستین شهر ایران است که طبق نقشه ساخته شده‌ و مهندس تریزر فرانسوی بهمراه ژنرال گاردن که از سوی ناپلئون به ایران آمده بود ، سلطان آباد را مطابق شهر نیس فرانسه طراحی و به گونه ای ساخته شد که در ایران آن زمان بی مانند بود .

ب. هفت محله ی سلطان آباد:
۱.محله حصار
۲.محلـه قــلـعه
۳. محله عباس آباد
۴. محلـه مَـنَق آبـاد
۵. محلـه کلـه ای هـا
۶. محله زیرآب حاج محمد قاسم
۷. محله اُلکه بالا(قنات خان حاکم)

پ. نقشه سلطان آباد:
در اول بنا از برای ورود به این شهر چهار دروازه مقابل یکدیگر گشوده اند که رسته های اینها در چهارسوق به یکدیگر تقاطع می کنند (سفرنامه عراق عجم-ناصرالدین شاه-ص ۲۰۵) که عبارتند از :
۱.دروازه قبله سمت جنوب .
۲.دروازه رازان واقع در شمال .
۳.دروازه حـاج علی نقی در غرب .
۴.دروازه دستجرد یا شهرگرد در شرق .
۵.دروازه ارگ با شش برج به سوی شهر .
این دروازه ها با تاریک شدن هوا تا طلوع آفتاب روز بعد بسته می شد و دکتر هاینریش کارل بروگش که در سالهای ۱۲۳۹-۱۲۳۷ خ به اراک سفر کرده در سفرنامه اش می نویسد:
... روز بعد یک ساعت پیش از طلوع آفتاب آماده حرکت شدیم ولی دروازه را بسته دیدیم ، وعده انعام هم فایده ای نبخشید و راه را باز نکرد.
نقشه سلطان آباد (بازسازی از نقشه تهیه شده توسط پروسکوریاکف و اوکرانوویچ روسی در سال ۱۸۵۱ میلادی برابر با ۱۲۳۰ خ برای اهدافِ نظامی تهیه شده.(کتاب اسناد تصویری شهرهای ایران در دوره قاجار ، صفحات ۱۵۹ تا ۱۶۳)
سلطان آباد در فاصله ی حدودا ۶۰۰ متری سمتِ راستِ رودخانه ی قره کهریز بشکل مربع با دیوارهای بلندِ جدیدِ خشتی محصور و در چهارگوشه ی آن برج های بلند و در اضلاعِ مربع ، برج های کوچک به چشم می خورد. همچنین در بیرونِ شهر در کنارِ دیوارها خندقی وجود داشته که در مواقعی پرآب می شد با خیابان هایی مستقیم که دو خیابان اصلی آن ، اراک را به ۴ بخشِ برابر تقسیم و در گوشه شمالِ غربی شهر ، ارگ حکومتی(برج شیشه) قرار داشت که بوسیله دیوار از شهر جدا می شد و این برج در سال ۱۳۳۴ خ با شماره ۱۰۷۶در فهرست آثار ملی ایران ثبت و شوربختانه در سال ۱۳۶۱ و بر خلاف قانون به همراه قسمتی ازخانه سپهدار و عمارت نظمیه قدیم تخریب شد .(به گفته برخی از کارمندان قدیمی استانداری که مایل نبودند نامشان ذکر گردد علت تخریب بنا، جو زدگی معاون استاندار وقت در پی اعلام شایعاتی مبنی بر حضور افرادی ناباب در محل ارگ حکومتی و استعمال مواد افیونی بوده که دستور می دهد شبانه نسبت به تخریب این اثر ارزشمند اقدام کنند!)

بناهای درونی قلعه:
۱. آیینه خانه                              ۲. برج دژ فرنگی ( برج شیشه )                            ۳. اندرونی امیر
۴. حوضخانه                              ۵. دیوانخانه                                                      ۶. تالار کرناخانه
۷. وزیرخانه                               ۸. مسجد ارگ                                                     ۹. سرطویله
۱۰. دروازه ارگ بالا                     ۱۱. میدان دروازه ارگ بالا                                     ۱۲. مسجد کربلایی ابوالحسن
۱۳. حمام(۸ باب)                      ۱۴. مسجد ملا محمد صادق                                 ۱۵. حمام
۱۶. مسجد ملاحسین                ۱۷. مسجد علاالدین                                            ۱۸. کاروانسرا حاج علینقی
۱۹. چشمه                              ۲۰. مسجد سنچ دار                                             ۲۱. کاروانسرا میرزا سامی
۲۲.کاروانسرا حاج سید احمد      ۲۳. رنگرزخانه(۲باب)                                            ۲۴. مسجد ملاحسینعلی سلطان
۲۵.مسجدآخوند شمس علی       ۲۶. مسجد کوچه باغ (دژ)                                    ۲۷.مسجد قیسه

بناهای بیرونی قلعه:
۲۸. یخچال                             ۲۹. کوره                           ۳۰. دژ سلیم                ۳۱. روستای ترمزد کنار دریاچه میقان
۳۲. خرابه های شهر دستکره ((قدیمی ترین مکان عِراق بوده که قدمت آن به دوره ساسانیان می رسد))
۳۳. کاروانسرای جعفرخان        ۳۴. قبرستان                                                         ۳۵. قنات
۳۶. رودخانه رودآب یا آبی رود ( قره کهریز فعلی) .                                                  ۳۷. شوره زار توزلیجه (توزلو )

معماری
سلطان آباد:
بزرگترین طولِ شهر از جنوب غربی به شمال شرقی ۷۲۰ متر و عرض آن از جنوب شرقی به شمال غربی ۶۰۰ متر و سطح شهر ۱۵۲۰۰۰ ذرع معادل ۱۵۸۰۸۰ متر مربع ، قطر دیوارها در سطح زمین ۳ ذرع و بلندی دیوارها ۸ ذرع(هر ذرع ۰۴/۱ متر) و تماما چینه و در هر طرف طول ، ۱۴ برج است و در هر طرف عرض آن ۱۰ برج که مجمع آن ۴۸ برج است .
در اول بنا برای ورود به این شهر چهار دروازه مقابل یکدیگر گشوده اند. معماری سلطان آباد (بنا به دستور سلطان) به گونه ای است که جهت و نمای ساختمان ها رو به جنوب و شرق است (ولاشجردی فراهانی، ۱۳۹۹،ص ۳۴) و عرض شهر به ۶ و طول آن به ۸ قسمت مساوی (به شکل شطرنجی) تقسیم و از میان هر قسمت کوچه‌ای ۵ متری عبور وکوچه‌های میانیِ طول و عرض شهر به بازار راه یافته که در طول ۴ بازار مسقف و از لحاظ شهربانی هم به دو منطقه شرقی بنامِ کوچه باغ (محله قلعه) و منطقه غربی بنامِ (محله حصار) شناخته می شد .
کوچه‌های موازی و مستقیم شهر ، ۸ در ۶ بوده که مجموعاً ۴۸ بقعه (محله) را تشکیل می داده که ۴ محله اختصاص به ارگ حکومتی و ۴۴ محله بعدی تشکیل دهنده شهر سلطان آباد بوده که در هر محله ۲۴ خانه و مجموعا ۱۰۵۶ خانه با جمعیتی بالغ بر ۶ هزار نفر و در کل شهر ۱۵ گرمابه ، ۱۵ مسجد ، ۵۰۰ باب دکان ، ۲۰ باب کاروان سرا و چند مدرسه از جمله مدرسه سپهداری بوده که در زمان سفر ناصرالدین شاه و تالیف سفرنامه اش به مدرسه "حاجی آقا محسن" شناخته می شده(سفرنامه عراق عجم-ناصرالدین شاه-ص ۲۰۵)
در قسمت شمال شهر ساختمان اداری "ارگ حکومتی" موسوم به برج شیشه ساخته شد و کلیه امکانات رفاهی مانند حمام،آب‌انبار، مسجد، مدرسه و سقاخانه در کلیه نقاط شهر احداث و شهر در حلقه زیبایی از فضای سبز اعم از باغ‌های انگور و تره‌بار قرار داشت که هنوز آثاری از این باغات در شهر دیده می شود. یوسف‌خان که شهرهای گرجستان و قفقاز را دیده بود ، توانست طی ۸ سال و با بودجه ای در حدود ۲۰۰ هزار تومان نخستین شهر جدید ایران را بنا نماید .
همزمان با حضور فتحعلی شاه در تاریخ پنجشنبه ۳ دی ماه ۱۲۰۷ ، در این شهر تازه تاسیس و بنا بدستور شاه ، خندقی به عمق ۸ متر گرداگرد شهر حفر شد که در کنار ۸ برج احداث‌شده بر دیوارهای بلند و ۵ اراده توپ اهدایی شاهانه (در سال ۱۲۰۷ خ )، امنیتی کامل برای نوین شهر ایران زمین حاصل آمد و شاه با ابراز خرسندی از ساخت چنین شهر زیبایی توسط یوسف خان گرجی، وی را به لقب کدخدایی عراق مفتخر و با اعطای نشان عالی حکومتی و ۲۰۰ راس اسب راهوار از او قدردانی نمود(سفرنامه عراق عجم-ناصرالدین شاه-ص ۲۰۴)
   پس از ساخته‌شدن اراک ، یوسف‌خان در صدد جذب مردم مناطق مسکونی اطراف برآمد تا شهر جدید رونق بیشتری بگیرد. پس سعی نمود با مذاکره با افراد با نفوذ منطقه، آنها را راضی کند به شهر نقل مکان کنند تا رعایا نیز به تبعیت از آنها، در شهر جدید سکنی گزینند. در همین راستا دو تن از خان‌های قدرتمند منطقه که مورد احترام سایر خوانین قلعه‌های نزدیک شهر بودند را به اراک منتقل نمود تا الگویی باشد برای سایر خان‌ها، بیک‌ها و ثروتمندان منطقه. این دو تن ملقب به حاج محمد امین‌خان (رئیس خوانین قلعه‌ها) و حاج طهماسب بیک (رئیس بیک‌های قلعه‌ها) نام داشتند. در نتیجه این اقدام، عده‌ای از خان‌ها و بیک‌های قلعه‌های اطراف به سلطان‌آباد نقل مکان کردند و در قسمت شرقی بازار اراک ساکن شدند. در نتیجه، این منطقه به محله قلعه موسوم شد.
  سپهدار همچنین برای ارشاد و پاسخ به پرسشهای شرعی مردم و نیز رسیدگی به دعاوی و اختلافات بین آنها، تلاش کرد دو تن از فرزندان میرعلی محمد روحانی عالی‌رتبه و مورد ارادت اهالی کرهرود که مقبولیت زیادی نزد اهالی قلعه‌ها و روستاهای منطقه داشت(وفات به سال ۱۱۹۶ خورشیدی) را به اراک دعوت و هرکدام را در یکی از دو محله قلعه و بارو اسکان دهد تا ضمن برآورده شدن اهداف مورد اشاره، از بروز اختلاف و درگیری بین ساکنین محله قلعه و محله بارو جلوگیری شود. بنابراین توانست دو برادر دوقلو به نام‌های سید احمد و سید محمد (از شاگردان محمدعلی بهبهانی کرمانشاهی) به اراک منتقل نماید.
در اینجا به بخشی از مطلب مندرج در کتاب ارزنده( تاریخ عراق - رضا وکیلی تبریزی و محمد مددی) اشاره می کنم: "اراکِ نخستین، شهری از هر حیث در کمالِ جمال و برج و باره و راسته بازارش در غایتِ متانت و حصانت و بر اساس آخرین تحولات فنی شهرسازی عصر خود و دارای ویژگی‌های با ارزشی بوده‌ که سلسله مراتبی بودن بخش خدمات و نیازمندی‌های عمومی، قطعه ‌بندی منظم اراضی، بافت شطرنج‌گونه شهر، تقسیمات و تمایز محله‌ای مناسب و وجود بازار در قسمت میانی شهر از جمله شاخصه‌هایی بودند که شهرسازان آن روزگار به آنها توجه داشته و بدلیل اینکه شیب شهر از طرف جنوب به شمال است و مظهر تمام قنات‌ها در جنوب بوده، لذا گسترش شهر در ابتدا به طرف جنوب و جنوب غرب متوجه و بسیاری از تجار و پیشه‌وران، عمارت‌های مجللی را در محله عباس‌آباد بنا نمودند".
میرزا داوود، وزیر وظایف در سفرنامة خود در مورد سلطان‌آباد می‌نویسد: سلطان‌آباد شهری است که نسبت به شهرهای ایران خوش وضع ساخته شده است. سپه‌دار مرحوم این شهر را ساخته است؛ بازار طولانی و چند کاروانسرای معتبر خوب دارد. جناب ابوالحسن خان فخرالملک که سابقاً وزیرالتجار بود در اینجا حکومت دارد... مردم هم خیلی از او رضایت داشتند(قاضی عسگر،۱۳۹۱،ص ۴۳ و قاضی عسگر، سیدعلی، سفرنامه میرزا داوود وزیر وظایف، تهران، موسسه فرهنگی هنری مشعر،۱۳۹۱) نشان عالی حکومتی: باستناد مقاله دکتر عماد الدین فیاضی منتشره در مجله بهارستان(فصلنامه اسناد ، مطبوعات ومتون- مورخه ۲۷ اسفند ۸۸ ) نخستین بار با ابتکار شهرداری تهران درسال ۱۳۴۸ شمسی، با مجوزی که از سوی پهلوی دوم اخذ شده بود ، نشان های مزبور رایج شد حال آنکه پیش از این و در سفر فتحعلیشاه به سلطان آباد، نخستین نشان عالی حکومتی توسط ایشان به یوسف خان گرجی اعطا شده بود.

گسترش شهر
:
پس از ساخت شهر جدید ، سپهدار اول در نخستین قدم ، مردمِ کرهرود ، سنجان و فیجان را برای سکونت در شهر تازه تشویق و شمار بسیاری از خان‌ها و رعایای پیرامون در دو محله قلعه و حصار سکونت داده شدند و در سال ۱۲۳۳ خورشیدی سیل مهاجران از نقاط گوناگون مانند گلپایگان ، خمین ، بروجرد ، کاشان، اصفهان، تبریز، قم و خوانسار به سوی اراک آغاز و ضمن رونق اقتصادی موجب شکل گیری محله‌های عباس‌آباد ،منق آباد ، پشت خندق و هزاوه‌ای‌ها شده و در سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۰۹ و با تاسیس بلدیه عراق توسط دکتر شیخ ، خیابان امام خمینی امروزی، عباس‌آباد و باغ ملی احداث و بافت قدیمی شهر مرمت گردید هرچند با رفتن دکتر شیخ از این شهر و نبود نظارت کافی ، ساخت و سازهای بعدی بصورت نامنظم ادامه یافت و از آنجائی که بیشتر باغ‌های شهر به خانه‌های مسکونی تبدیل شد و از طرفی هم چون حدود باغ‌ها با مسیر جوی آب تعیین می‌شد، لذا خانه‌های جدید به پیروی از آن‌ها بصورت نامنظم ساخته شدند و با عبور راه‌آهن از شهر، گسترش شهرنشینی شتاب گرفت و دیوارهای پیرامونی شهر برداشته و شهر نیز به صورت بی‌رویه رو به گسترش نهاد و در دهه ۴۰ و۵۰ خورشیدی بیش از ۳۰ طرح بزرگ صنعتی در شهر اراک به اجرا و حدود ۱۸۰۰۰ فرصت شغلی ایجاد و جمعیت اراک از حدود ۶۰۰۰۰ نفر در اوایل دهه ۴۰ که سرآغاز موج دوم توسعه صنعت (صنایع ماشینی و کارخانه‌ای) بود به ۷۲۰۰۰ نفر در سال ۴۵ و۱۱۷۰۰۰ نفر در سال ۵۵ رسید که در سال ۱۳۵۶و با تبدیل اراک به مرکز استان ، جاذبه نیرومند و جدیدی به وجود آمد و به جمعیت شهر افزوده شد ، به صورتی که جمعیت اراک در یک دهه به بیش از دوبرابر یعنی ۲۷۲۰۰۰ نفر افزایش و با ایجاد مجتمع‌های پالایشگاه و پتروشیمی در نزذیکی اراک موج تازه‌ای از افزایش جمعیت پدید آمد و طی همین مدت و پیش از انقلاب، شهر صنعتی ، خانه های سازمانی نفت (ابتدای هپکو) و خانه سازی قنات براساس تکنولوژی روز ساخته و از خیابان کشی بسیار مناسبی برخوردار و چهره نسبتا زیبا و مدرنی به اراک بخشید لیکن پس از انقلاب و با رونق بیشتر صنایع و لزوم پیش بینی منازل بیشتر برای جمعیت انبوه ، مناطق جدید دیگری واقع در شمال اراک و با بد سلیقگی هر چه تمامتر ساخته شد که شهرک های هپکو ، مصطفی خمینی ، الهیه و ... از آن جمله اند.
اما فرآیند توسعه شهری که به شکل نامتوازن در سه مقطع شامل‌، توسعه بطئی و تدریجی ناشی از مهاجرت بعد از ساخت شهر اولیه، توسعه ناشی از مهاجرت و گسترش شهر بعد از احداث کارخانجات در دوران پهلوی و سرانجام توسعه و گسترش در سال‌های اخیر صورت گرفت، سبب شد تا مساحت شهر از ۵۱ هکتار در سال ۱۲۷۲ به ۷۵۱۷ هکتار و جمعیت آن از ۱۵۰۰۰ نفر به حدود ۶۰۰ هزار نفر در این سالها برسد و این افزایش ناهماهنگ و بی‌برنامه که همچنان ادامه دارد، ترکیب جمعیتی و شکل مستطیلی با ساختار منظم اولیه شهر را به یک بافت شهری ناهمگون و نامنظم تبدیل کرده است.
در واقع فروش و تغییر کاربری زمین های کشاورزی اطراف شهر توسط افراد سودجو، نخستین گام در مسیر برهم ریختن ساختار و شکل اولیه شهر محسوب می‌شود ، اما پس از آن نیز عوامل مختلفی در آشفتگی سیما و منظر شهری تأثیر گذاشته که این تحولات نه‌تنها منجر به تغییر معکوس بافت جمعیتی از ۷۰ درصد روستایی و ۳۰ درصد شهری شده، بلکه مشکلات متعددی را نیز به شهر تحمیل نمود .
همان گونه که اشاره شد ، این شهر اگرچه در ابتدا به شکل اصولی و با برنامه ساخته شد ، اما بعدها با توسعه نامتوازن و تلفیق معماری سنتی و معماری نه چندان مدرن، چهره‌ای آشفته از شهرسازی را به نمایش گذاشت و با روند رو به رشد جمعیت و مشکلات ناشی از آن هیئت دولت با الحاق نقاط جمعیتی سنجان و کرهرود به شهر اراک، این شهر را در ردیف کلانشهرهای کشور قرار داد .
در طول این مدت و مقایسه با استان های اصفهان، قم، البرز و تهران شاهد عدم توسعه شایسته و یا اندک توسعه نامتوازن هستیم و این در حالی است که ظرفیت های کم نظیر موجود در استان اعم از صنایع مادر، بستر بسیار مناسب کشاورزی ، تجارت و از همه مهمتر ظرفیت های بکر"گردشگری" می توانسته این بخش از سرزمین ایران بزرگ را به یکی از اصلی ترین و بهترین استان های کشور چه به لحاظ کشاورزی و چه به لحاظ صنعتی تبدیل نماید و از همه مهمتر موقعیت مکانی ویژه ای که می تواند بعنوان چهار راه اصلی کشور و بعنوان قطب گردشگری مورد توجه واقع گردد تا بخش اندکی از درآمد ۸ میلیارد دلاری کشور از سهم گردشگری نصیب مردم اراک گردد.

شهرهای زیر فعلا از ویکی پدیا فراخوان گردد:
آشتیان در دست تدوین
تفرش در دست تدوین
خمین در دست تدوین
خنداب در دست تدوین
دلیجان در دست تدوین
زرندیه در دست تدوین
ساوه در دست تدوین
شازند در دست تدوین
فراهان در دست تدوین
کمیجان در دست تدوین
محلات در دست تدوین


همه فرآیندهائی که در تولید ، توزیع و یا مصرف یک فرآورده خاص به اجرا در می آیند «صنعت» نامیده می‌شود ، سرزمین خورشید را می توان به ۴ دوره ی باستان، قاجاریه ، پهلوی و دوره فعلی تقسیم کرد...

برای درک بهتر موقعیت استراتژیک این سرزمین ، شرکتهای تولیدی پایتخت صنعتی ایران را حتی الامکان بترتیب اهمیت و البته باختصار مورد بررسی قرار می دهیم با این توضیح که اراک بزرگ (استان مرکزی) دارای ۳۷ شهرک...

هنرهای دستی و صنایع اصیل سنتی ، نمایشگر ویژگی خرده فرهنگ های بومی است که با تاریخ هنر و جلوه های فرهنگ ناب ایرانی پیوندی عمیق دارد و میراث فرهنگی/هنری که از گذشته به ما منتقل شده...

ژ 1-125

ارگ حکومتی اراک (برج شیشه) : یکی از بناهای تاریخی شهر اراک است که در سال ۱۱۹۴ خ ساخته شد. ارگ حکومتی در اصل مرکز حکومتی شهر نهادهای حکومتی و محل سکونت حاکم و دیوانیان شهر بود...

ژ 1-124

اراک بزرگ تقریباً در مرکز ایران قرار دارد و بعنوان کریدور شمال جنوب کشور پهناور ایران ، ظرفیت بسیار بکری برای گردشگری محسوب می گردد که در سایه صنعت به فراموشی سپرده شده بویژه آنکه...

اراک بزرگ از جمله مناطق نخبه پرور کشور است بگونه ای که سرزمین آفتاب خاستگاه درصد بزرگی از مشاهیر و مفاخرکشور بوده و این امر نشانگر اهمیت فوق العاده اش در فرهیخته پروری است...

ژ 1-122

همان گونه که در پیشگفتار اشاره شده، هدف از گردآوری این کتاب، نگاه دوباره و نسبتا جامعی است به تاریخ و تمدنِ سرزمین خورشید و فرزندان شایسته اش اراک، آشتیان ، تفرش، خمین، خنداب ، دلیجان...

انسان و جمعیت بعنوان نخستین مولفه فرهنگ و عامل توسعه شناخته می شود و شناخت این شاخص ، از هر حیث اعم از تنوع ، تعداد و ترکیب این مولفه ، از الزاماتِ تبیین مقوله فرهنگ است و برای بررسی این شاخص باید گفته شود که...

اراک بزرگ(استان مرکزی) متشکل از شهرستانهای اراک، آشتیان ، تفرش، خمین ،خنداب ،دلیجان،زرندیه ،ساوه ،شازند، فراهان، کمیجان و محلات از موقعیت بسیار ویژه ای در بین استانهای کشور برخوردار است...

اراکِ بزرگ (استان مرکزی) با مساحت۲۹۱۲۱ کیلومتر مربع ، حدود ۸۲/۱ درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص و تقریباَ در مرکز ایران واقع شده و دارای۱۲شهرستان اراک ، آشتیان، خمین ،خنداب ، دلیجان...

و اما مهمترین تغییر سیاسی کشور پس از ۱۳۵۷ سال به رهبری مردی برخاسته از همین سرزمین(خمین) روی داد و نخستین نشانه های این تغییر از سالهای ۵۵-۵۶ و با درس شریعتی شناسی...

نخستین مجلس در ایران مربوط به دوره اشکانیان است که با نام مهستان و با اعضایی از میان بزرگان و اشراف ایرانی به دو دسته بزرگان و شاهی تقسیم می‌شد و از دلایل دوام ۴۷۰ ساله حکومت اشکانیان...

شهر سلطان آباد یکی از موفق ترین نمونه‌های شهرسازی در دوران قاجار بود که عوامل گوناگونی مانند موقعیت جغرافیایی ، زمین حاصلخیز، آب فراوان، قرار گرفتن در مسیر جاده شمال جنوب کشور ، سابقه تولیدات صنعتی...

۱.آقامحمد فراهانی، وزیر شاه تهماسب اول (صفوی) دوره نخست وزیری۹۱۰ خ ۲. میرزا محمدحسین وفای فراهانی: (درگذشته۱۱۷۶ خ) شاعر و سیاستمدار و وزیر چهار تن از پادشاهان زندیه...

نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.